<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دختری به رنگ هستی</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 06 Mar 2014 10:31:00 +1200</lastBuildDate>
<item>
<title>فرشته بايدفرشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه باشد...</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/17</link>
<description>درزندگي همه ادمهاي پردرد فرشته هايي هستند كه هيچ وقت انهارا به چشم يك فرشته نخواهيم ديد. چون انهاهم ادمندومثل ما دردهايي دارند. اماوسعت قلب انها انقدرزياد است كه غمهاي جهان را ميتوانند يك نفري به دوش بكشند تنها فقط بايك لبخند با يك كلام حتي بايك نگاه و احساس بايد اعتراف كنم من مدتهاست فرشته خودم راپيدا كرده ام وبراي تولدش ميخواهم هديه بدهم اما نميخواهم بدسليقه باشم و اورا به دنياي مادي محصور كنم پس فقط مينويسم براي تو: ابي ترين دريارا به وسعت قلب مهربانت</description>
<pubDate>Thu, 06 Mar 2014 10:31:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/17</guid>
</item>
<item>
<title>بانوی تو...</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/16</link>
<description>من ان بانویی نیستم که شاه شطرنج مات اسب اومیشد وبه قول تو:چه شانسی داردان شاه من ان بانویی نیستم که درنبودش عشق باتو غریبگی میکرد وتنها زیرسقف باخودت زندگی میکردی من ان بانویی نیستم که باامدنش حالت راعوض کردوبا رفتنش حالت راخراب من ان بانویی نیستم که درزیرباران گمش کردی وخیالش رابغل کردی تا خیس نشود من ان بانویی نیستم که درشب چهاردهم ماه از زیبایی وکامل شدن ماه با او حرف میزدی من ان بانویی نیستم که به او قول دادی تا عکس او کنار دیوار کتابخانه ات برای همیشه</description>
<pubDate>Sat, 15 Feb 2014 23:35:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/16</guid>
</item>
<item>
<title>شاید کمی لیاقت...</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/15</link>
<description>من بی دلیل تو را دوست داشتم چون فکرمیکردم عشق باید بی دلیل باشد دوست داشتن باید بی دلیل باشد اگر دلیل داشته باشد که میشود مثل قدم زدن در خیابان صاف یا رفتن مدام تا ته کوچه بن بست دیگرهیجانی ندارد همه هیجانش به بی دلیل بودنش است یک نفر بی دلیل یادش حضورش قلب تو را گرم میکند تپش منظم قلبت را تند رنگ گونه ات راسرخ وبرق نگاهت را نافذ میکند ان گاه روحت به ارامش میرسد ارامشی مطلق... اما به این فکر نکردم که تو شاید مرا بی دلیل دوست نداشته باشی باورم این بود من</description>
<pubDate>Sun, 26 Jan 2014 23:23:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/15</guid>
</item>
<item>
<title>بي خوابي...</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/14</link>
<description>يك.دو.سه.چندين وچند هرچه ميشمارم خوابم نمي برد من اين ستاره هاي خيالي كه از سقف اتاقم تا بي نهايت خاطرات توجاري است يادش به خير وقتي توبودي نيازي به شمردن ستاره ها نبود اصلا يادم نيست ستاره اي بود يانه هرچه بود شيرين بود حتي بي خوابي بدون شمردن ستاره ها.... برش:اين متن كوتاه رو دوست دارم همين گفتم شما هم بخونيد شايد دوست داشته باشيد...</description>
<pubDate>Fri, 03 Jan 2014 22:25:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/14</guid>
</item>
<item>
<title>غمگنانه...</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/13</link>
<description>دل به غم سپرده ام درعبور سال ها زخمي از زمانه ها رسته ازخيال ها چون حكايتي مگو رفته ام زيادها برگ بي درختمو درمسير بادها نه صدايي نه سكوتي نه درنگي نه نگاهي نه تورا مانده اميدي نه مرامانده پناهي نيش ها ونوش ها چشيده ام بس روا وناروا شنيده ام هرچه داغ رابه دل سپرده ام هرچه درد رابه جان خريده ام درمسيربادها نه صدايي نه سكوتي نه درنگي نه نگاهي نه تورا مانده اميدي نه مرا مانده پناهي... ترانه:اهورا ايمان برش:هرچيز زماني دارد نفسم هم كه باشي ديربيايي رفته ام...</description>
<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 22:15:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/13</guid>
</item>
<item>
<title>اينجا يزد حسينيه ايران</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/12</link>
<description>خدايا چيدند گل ياسم را به راهت دادم من عباسم را علمدارم لب تشنه به خون غلتيده لب خشكش به دريا ابرو بخشيده دو چشمم خون است فرات گلگون است براي عباس حسين مجنون است كوصبح اميدم سرداررشيدم ماندم زچه رو به خيمه برگردم چه كنم ؟چه كنم؟ خزان گرفته باغ وبهارم را چه كنم ؟چه كنم؟ برده به يغما داروندارم را.... نوحه از:كرامت يزداني برش:پيشكش به ساحت كساني كه درعشقبازي باخدا تمام هستي خويش را گذاشتندوخدا خون بهاي انان شد...</description>
<pubDate>Sun, 10 Nov 2013 22:15:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/12</guid>
</item>
<item>
<title>حالا که امده ای...</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/11</link>
<description>حالا که امده ای نه شاعرم ونه عاشق فقط این پنجره را ببند تادلم نگیرد حالا که امده ای چترت راببند درایوان این خانه چیزی جز مهربانی نمی بارد حالا که امده ای قبول کن جاده ها به جایی نمی رسند این بار ازمسیر رودخانه می رویم حالا که امده ای من هم همین رامیگویم میان من وتو فاصله ای نیست میان من وتوکبوتری است که دو اشیان دارد حالا که امده ای کنارم بنشین بخند دیگر برای پیرشدن فرصتی نیست شعراز:محمدرضاعبدالملکیان برش:پیشکش به تمام کسانی که چشم به راه کسی هستند...</description>
<pubDate>Fri, 01 Nov 2013 23:00:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>هیچ کس</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/10</link>
<description>همه روزهایم شبیه هم شده ذهنم تحمل این همه هرج ومرج راندارد بعضی وقت ها از تحمل این هیاهو خسته می شوم ازهمه چیز وهمه کس فاصله میگیرم گاهی فرار میکنم چشمانم طاقت نگا ه های درهم اطرافیان را ندارد گاهی وقت ها بی حوصله میشوم این درد با هیچ چیز تسکین نمی یابد بعضی وقت ها از همه دلگیرم بی خودی به همه پیله میکنم درذهنم همه رابه جرمی ناکرده محکوم میکنم جالب این جاست که هیچ وقت این محکومین اعتراضی نمیکنندهمگی تسلیمندوحق رابه من می دهندحتی بعضی وقت ها که میدانم یک</description>
<pubDate>Tue, 22 Oct 2013 00:30:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>حال این روزهای من...</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/9</link>
<description>برای من همین خوبه که با رویات میشینم تورواز دور می بینم توروازدور می بوسم بگیرم رد دنیاتو ببینم هرکجا میرم ازاونجا ردشدم باتو همین که حال من خوش نیست همین که قلبم اشوبه توخوش باشی برای من همین بدبودنم خوبه به این که بغضم از چی بود به این که تودلم چی نیست تمام عمر خندیدم تمام عمر شوخی نیست برای من همین خوبه بدونی بی تونابودم اگه جایی ازت گفتن بگم من عاشقش بودم برای من همین خوبه که ازهر کی تورودیده شبی صدبار میپرسم ازم چیزی نپرسیده؟؟ ترانه از:روزبه بمانی</description>
<pubDate>Fri, 11 Oct 2013 22:30:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>شعر بازی...</title>
<link>https://banoo-f.blogfa.com/post/8</link>
<description>جاده ها... کاش درخانه خودنشسته بودیم و هوای سفر نمی کردیم جاده های دنیا ازکف دست تومی گذشتند به موهایت که دست کشیدی مادر تاریکی گم شدیم. قلعه شنی... همه چیز در حال خراب شدن است مثل قلعه شنی در مسیر باد زیبایی تو کود کانه بود همین طور عاشق شدن من عشق ما به پایان میرسد مثل یک بازی غم انگیز وغروب مارا به خانه هایمان برمی گرداند بازخم هایی برتن و قطره اشکی درچشم. زندانی... دنیا در انسوی میله هاست من در این سو نمی دانم او زندانی شده یامن؟ شعر از:رسول یونان</description>
<pubDate>Fri, 04 Oct 2013 23:50:00 +1200</pubDate>
<dc:creator>banoo-f</dc:creator>
<guid>banoo-f.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
</channel>
</rss>
